عطوفت و صلابت امامِ انقلابی

پس از انتشار یادداشت کوتاهی در روزنامه «جوان» درباره نامه مهدی کروبی به رئیس‌جمهور که در آن به کروبی یادآوری شده بود که اگر امام در قید حیات بود برخورد شدیدتری با شما می‌کرد، چند شبکه تلگرامی ضدانقلاب به انحای مختلف آن را تفسیر و پخش کردند که البته این اقدام از سوی آنان برای نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی طبیعی می‌نماید، اما آنچه موجب تعجب بود اینکه سایت جماران به نمایندگی از مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) به این موضوع واکنش نشان داد و در مطلبی بی‌نام «جوان» را متهم به ارائه چهره‌ای خشن از امام کرد و آن را همسو با منافقین دانست. رقص منافقین علیه انقلاب اسلامی نیاز به ساز و دهل ندارد. به همین دلیل این جماعت آدمکش هیچ جایگاهی در بین ملت ایران ندارد. اگر بنا بر قضاوت آنان باشد، شهدای سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ انقلاب اسلامی و شهدای جنگ تحمیلی همه بر عهده امام است و از دشمن خونی توقعی جز این نمی‌رود. در خصوص سایت جماران نکته‌ای که نباید از نظر دور داشت اینکه فعلاً پایگاه نشر اندیشه کسانی است که براساس دهها مقاله و کتاب موجود در سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۳ برای جدایی دین از سیاست و حذف اندیشه سیاسی و اجتماعی اسلام، تلاش‌های فراوانی کرده‌اند و این دقیقاً نقطه مقابل امامی است که همه حیات مبارک خویش را صرف اثبات وحدت دین و سیاست در اسلام کرد. اما باور می‌کنیم که مطلب سایت جماران همان موضع رسمی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام است و ورود گزینشی آنان در چنین مواردی را طبیعی می‌دانیم و اصولاً مرجعیت این مجموعه برای صیانت از سیره و اندیشه امام در بین نیروهای انقلاب از بین رفته است.

و اما بعد… . حضرت امام آمیخته‌ای از صلابت و عطوفت است و نادیده گرفتن هر یک از این دو بعد جفا به حق آن عزیز هویت‌بخش است. امام در کسوت یک انقلابی مسلمان هم «میزان» و «حدید» داشت و هم «عطوفت» و «محبت» و این هر دو لازمه حکومت است، اما در خصوص متخلفین(در اینجا مسئله سران فتنه است) محل منازعه عطوفت و مهربانی و رحمانیت امام نیست. سؤال و مسئله این است که امام در زمان حیات خویش با متخلفین و کسانی که تا مرز به چالش کشیدن اساس و مصلحت نظام پیش رفته بودند، چگونه برخورد کرده است؟ مهربانی امام در جای خود زبانزد است که در اینجا مجال آن نیست، اما به یاد داریم در جواب آن مادر شهیدی (شمسی نورایی) که دستبند خود را برای امام فرستاد تا صرف دفاع مقدس شود، نوشت: «فرزند عزیزم، خانم حاجیه شمسی نورایی نامه پراحساس شما را خواندم. از شما و افرادی مانند شما نمی‌دانم باید چگونه قدردانی کرد. من که در مقابل این همه محبت و صفا غیر از تشکر و دعا کاری نمی‌توانم انجام دهم.» (صحیفه امام جلد ۲۱، ص ۱۰۹) و یا در پایان جنگ تحمیلی خطاب به رزمندگان و مردان جهاد و شهادت می‌فرمود: «فرزندان انقلابی‌ام، ای کسانی که لحظه‌ای حاضر نیستید که از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید که لحظه‌لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می‌گذرد. می‌دانم که به شما سخت می‌گذرد، ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی‌گذرد؟ می‌دانم که شهادت شیرین‌تر از عسل در پیش شماست، مگر برای این خادمتان اینگونه نیست؟» (همان ص ۹۶) اما همین امام چهره صلابت و اقتدار هم دارند که برخی تلاش می‌کنند آن را مخفی کنند که سه سال پیش و در ۱۴ خرداد مقام معظم رهبری هم بدان اعتراض کرد که چرا بخشی از شخصیت و اندیشه امام را پنهان می‌کنید؟ سیره و مکتوبات امام نشان می‌‌دهد که امام با تخلف آن هم از نوعی که به کلیت نظام و انقلاب آسیب بزند شدیداً برخورد می‌کردند که چند مورد آن در یادداشت کوتاهی که چند روز پیش توسط نگارنده منتشر شد، آمد.

اما چشمه دیگری از تأکیدات امام در برخورد با متخلفان و خصوصاً متخلفین از روحانیت را که مهدی کروبی مصداق آن است از امام ببینیم: «مردم عزیر ایران باید مواظب باشند که دشمنان از برخورد قاطع نظام با متخلفین از به اصطلاح روحانیون سوءاستفاده نکنند و با موج‌آفرینی و تبلیغات اذهان را نسبت به روحانیون متعهد بدبین ننمایند و این را دلیل عدالت نظام بدانند که امتیازی برای هیچ کس قائل نیست و خدا می‌داند که شخصاً برای خود ذره‌ای مصونیت و حق و امتیاز قائل نیستم.» (همان ص ۲۸۲)

و در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۳۶۸ خطاب به نمایندگان مجلس و وزرا درباره علل عزل آیت‌الله منتظری می‌نویسد: «سفارش این موضوع لازم نیست که دفاع از اسلام و نظام شوخی‌بردار نیست و در صورت تخطی هر کس در هر موقعیت بلافاصله به مردم معرفی خواهد شد.» برخورد امام با آیت‌الله منتظری دقیقاً بر همین اساس بود که «دفاع از اسلام و نظام شوخی‌بردار نیست» و یا می‌فرمود: «صریحاً اعلام می‌کنم تا من هستم، نخواهم گذاشت حکومت به دست لیبرال‌ها بیفتد، تا من هستم نخواهم گذاشت منافقین اسلام این مردم بی‌پناه را از بین ببرند. تا من هستم از اصول نه شرقی و نه غربی عدول نخواهم کرد. تا من هستم دست‌ ایادی امریکا و شوروی را در تمام زمینه‌ها کوتاه می‌کنم.» (همان ص ۲۸۶)

بنابراین امام در مبارزه با تحجر و جمود از یک‌سو و وادادگی و تعیش از سوی دیگر در مرکز ثقل انقلاب اسلامی بود و اگر منافقین، امریکا و صهیونیست‌ها کینه امام را در سینه می‌پروراندند به این دلیل بود که از اصول خود در مقابل دوست و دشمن تخطی نمی‌کرد، اگر امام صرفاً رحمانیت و عطوفت بود و بعد دیگری نداشت اینقدر دشمن و بدخواه نداشت.

لازم است برای نسل‌های آینده امام را جامع معرفی نماییم و از سوگیری و تک‌بعدی معرفی کردن ایشان برحذر باشیم تا انقلاب امام در همان تراز ادامه یابد. به کارگیری واژه «آویزان» در یادداشت کوتاه «جوان» کنایه از برخورد قاطع امام است نه اینکه امام در داخل کشور دستور اعدام صادر می‌کردند. ممکن است به‌کارگیری و معنادهی به مفاهیم ابتر انجام شده باشد، اما منظور یادداشت، کوتاه نیامدن امام در مواقع اتهام به نظام و تخطی از قانون است. امام اتهام به نظام را برنمی‌تافتند و شاید یکی از علل عزل آیت‌الله منتظری همین مسئله بود. امام در پیام به روحانیت که به‌زعم نگارنده هدف آن آماده‌سازی جامعه و حوزه برای عزل قائم‌مقام خویش بود درباره متهم‌کنندگان نظام اینگونه می‌نویسد: «راستی اتهام امریکایی و روسی و التقاطی، اتهام حلال کردن حرام‌ها و حرام کردن حلال‌ها، اتهام کشتن زنان آبستن و حلیت قمار و موسیقی از چه کسانی صادر می‌شود؟ از آدم‌های لامذهب یا از مقدس‌نماهای متحجر و بی‌شعور؟ فریاد تحریم نبرد با دشمنان خدا(مثل امروز) و به سخره گرفتن فرهنگ شهادت و شهیدان و اظهار طعن‌ها و کنایه‌ها نسبت به مشروعیت نظام کار کیست(مثل امروز)؟ کار عوام یا خواص؟ خواص از چه گروهی؟ از به ظاهر معممین یا غیر از آن؟» (همان ص ۲۸۱)

حال باید پرسید اتهام تقلب به نظام از کدام یک از اتهامات بالا کوچک‌تر و کمتر است؟ سکوت یا حمایت از کسانی که شعار مرگ بر جمهوری اسلامی و اصل ولایت‌فقیه می‌دادند و آرمان امام درباره فلسطین را به سخره گرفته بودند، جرم کمی است؟

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*